شاید اسم سی ام اس بدون سر رو جدیدا شنیده باشید. کلا کانسپت پیچیده ایه و خیلی از سایت ها هم درست و حسابی در موردش ننوشتن!! بطور کلی میشه گفت تو CMS های معمولی (مثلاً وردپرس سنتی)، هم محتوا (مثل متن، عکس، نوشتهها) و ظاهر سایت (HTML، CSS، قالب) یک جا هستن. ولی توی هدلس CMS، فقط قسمت مدیریت محتوا هست — یعنی یه جا برای نوشتن، ویرایش، و ذخیره محتوا — و خروجی رو بهصورت API (معمولاً JSON) میده. فرانت جداست، مثلاً با React، Next.js، Vue، Svelte و… خودت میسازی و از اون API دیتا میگیری. اینجوری در واقع بخش مدیریت محتوا (Backend) از بخش نمایش محتوا (Frontend) جدا و محتوا در سرور ذخیره و مدیریت میشه، اما نحوهی نمایشش بطور مستقل توسط هر نوع رابط کاربری (وب، موبایل، اپلیکیشن، تلویزیون هوشمند، و غیره) کنترل میشه، که دقیقا مزیتش همینجاس!
حالا این Headless CMS فایدهاش چیه؟ واقعاً ارزش داره؟
مزیتش توی نمایش ریسپانسیو محتواست! یعنی محتوا یه قالب مشخصی داره و توی هر دیوایسی با توجه به ساختار فرانت اون دیوایس میشینه و دیگه خبری از به هم ریختن ظاهر اون نیست. اینطوری بکاندکارا رو دیتا تمرکز میکنن، فرانتکارا هرچی دلشون خواست طراحی میکنن و دیگه گیر قالب و محدودیتهای وردپرس و المنتور و اینا نیستن. مزیتش بعدی امنیتشه. چون CMS فقط یه API میده و فرانت جداست، معمولاً لود سریعتره (چون فقط داده میاد نه HTML کامل) و حمله به پنل ادمین سختتره (چون از سایت جداست). همچنین اگه یه روز دولوپر خواست فرانت رو از React به Next یا Vue عوض کنه، محتوا دستنخورده میمونه (چون محتوا تو CMS هست، نه توی قالب). در Headless CMS بخش های Backend و Frontend کاملاً مستقل اند و محتوا از طریق API (معمولاً REST یا GraphQL) میاد سمت فرانت. واسه همینه که میشه از محتوا در وب، موبایل، IoT و هر پلتفرم دیگه ای به راحتی استفاده کرد.
چی شد پس هدلس هیچ ربطی به دیزاین ریسپانسیو نداشت؟؟!
دقیقا! هدلس خودش هیچ تأثیری روی ریسپانسیو بودن نداره، چون اون فقط محتوا میده، نه ظاهر. ریسپانسیو بودن کاملاً دست فرانتاند و دولوپری هست که اونو طراحی کرده. این بی نظیره! چون بطور غیرمستقیم باعث میشه:
- طراحی رو بشه با هر فریمورک مدرنی (React, Next, Tailwind, Chakra و…) انجام بدیم
- کنترل کامل روی UI در همه سایزها داشته باشیم (بدون محدودیت قالب یا المنتور)
- و این یعنی “آزادی کامل” برای طراحی ریسپانسیو واقعی.
بازم سخته فهمیدن تفاوتش با المنتور و سیستم های سنتی!
مهمترین فرقش اینه که مثلا کسی که میخواد دیزاین سایتش رو تغییر بده به یه ظاهر مدرن تر . لازم نیست هم محتوا و هم دیزاین رو با هم دیگه روی صفحات انجام بده. دیزاین انجام میشه و محتوا فقط میشینه روی این ساختار! هدلس CMS برای وقتی خوبه که سایتت فقط یه بلاگ ساده نیست، قراره چند جا از محتوا استفاده کنی یا فرانت سفارشی و حرفهای بسازی.
معایب این سیستم مدیریت محتوای جدید چیه؟
بزرگترین عیبش اینه که دیگه هر کسی نمیتونه درگیر طراحی بشه. سیستم های سنتی مدلشون اینطوری بود که هر کسی با یکم تمرین و یادگیری صفحه ساز هایی مثل المنتور میتونست خودش سایتش رو هر مدلی که میخواست طراحی کنه. اما اینطوری کلی باگ داشت و برای طراحی یه سایت بدون نقص مجبور بود برای هر دیوایسی کلی استایل جداگانه اعمال کنه تا ساختار صفحات به هم نریزه! اما با این CMS های بدون سر که فقط دولوپرها میتونن بسازنش ( چون با کدنویسی سر و کار داره و دیگه کار هر کسی نیست ) کاربر فقط دیزاین موردنظرش رو به دولوپر درخواست میده و محتوای قبلی میشه روی دیزاین جدید بدون هیچ هرج و مرجی! یه عیب دیگه این CMS ها هزینه بر بودنشونه که چندین برابر سیستم های سنتی میشه!!
اما خبر خوب چیه برای کسب و کارها؟؟
اینه که یه سری شرکت ها اومدن از این ساختار استفاده کردن و کلی بلاک آماده ساختن. یعنی شما برای استفاده از Headless CMS نیاز نیست کلی هزینه کنی و بدی به دولوپر تا طراحیش کنه . فقط میای ساختار ها رو کنار هم میچینی و سایتت رو میسازی! یکی از این شرکت ها Strapi هست. ما قصد داریم با استفاده از این ابزار اوپن سورس یک سی ام اس همه چیز تمام برای کسب و کارها راه اندازی کنیم و شما ( و خودمون ) رو از شر وردپرس خلاص کنیم 🙂
روش استفاده از Strapi برای طراحی وب سایت بدون سر!
برای استفاده از Strapi فقط نیاز هست که یک سرور مجازی خریداری کنیم و Strapi رو با دستورهایی که در داکیومنتش هست روی سرور بسازیم و از پنل بهش محتوا اضافه کنیم. و در مرحله بعد توسعه فرانت و در آخر راه اندازی . میشه از Strapi Cloud Free برای راه اندازی استفاده کرد که دیگه نیازی به خرید دیتابیس/سرور نباشه ( البته قطعا محدودیت هایی داره هر چیز رایگانی و نمیشه ازش برای موارد تجاری استفاده کرد.
مرحله ۱ — ساخت Strapi محلی
اول باید با دستورهایی که استرپی میده یه پروژه Strapi ساخته بشه روی سروری که خریدیم و dev اجرا بشه، بعد مرورگرِ پنل ادمین باز میشه که میتونیم یوزر ادمین بسازیم و شروع به تعریف Content Types کنیم. (دستور و راهنمای رسمی در docs Strapi هست).
مرحله ۲ — ساخت Content Type و دادن دسترسی public
در این مرحله باید محتوا بسازیم و ازش API درست کنیم. که از پنل ادمین استرپی لوکال که آوردیمش بالا قابل انجامه. عد از ایجاد، تو Settings → Roles → Public، دسترسی find و findOne برای اون collection رو فعال کن تا API عمومی بتونه دادهها رو بخونه ( این هم باز بطور کامل توی داکیومنت هاش موجوده )
مرحله ۳ — تست گرفتن از API Strapi (محلی)
فرض آدرس محلی: http://localhost:1337
مثال endpoint برای لیست مقالهها:
GET http://localhost:1337/api/articles?populate=*
مرحله ۴ — ساخت فرانت ساده با Next.js (یا هر فریمورک دلخواه)
با هر فریم ورکی که راحتیم باهاش میتونیم فرانتش رو توسعه بدیم و برای دریافت محتوا API هایی که توی استرپی تعریف کردیم رو بذاریم توی فرانت و در انتها روی سروری که خریدیم باید فرانت رو deploy کنیم و با وب سرور و تنظیم دی ان اس ها به دامنه موردنظرمون متصلش کنیم.
سئو چی میشه تکلیفش توی این CMS ها
یکی از چیزایی که همه رو تو CMS های سنتی (مثل وردپرس) نگه میداره، راحتی سئو هست. اما اون هم یک متخصص سئو نیاز داره که مرتب روی وب سایت محتوا بذاره و مدیریتش کنه توی ابزار های وب مستر گوگل. تو مدل بدون سر، خود CMS فقط محتوا رو میده (متن، عنوان، توضیحات و…) ولی اینکه اون محتوا چجوری به موتور جستجو نشون داده بشه (HTML نهایی) کاملاً وظیفه فرانتاند هست (مثلاً Next.js یا Nuxt یا Astro و…). بنابراین سئو در Headless CMS = ۷۰٪ فرانت، ۳۰٪ بک (مثلا Strapi). حالا چیزی که ما میخوایم به این داستان اضافه کنیم یه اتوماسیون کامل از سئو هست که شما فقط سایت رو با این سیستم بیاری بالا و محتوای بهینه توسط هوش مصنوعی و کرالینگ توی موتورهای جستجو روی سایت انجام بشه و این بی نظیره! اینطوری دیگه کسب و کارها نیازی به گذاشتن بودجه ها برای تولید محتوا و بروز نگه داشتن سایتشون ندارن.
سرعت لود بسیار بالای Headless CMS در مقابل وردپرسی ها
اینو همه میدونیم که هرچقدر هم سایت وردپرسی رو با دیزاین خوشگلش کنی پشت صحنه کلی سرویس های غیرضروری داره ران میشه که سرعت لود وب سایت رو میاره پایین. حالا این وسط اگه از قالب های سنگین و رمزگذاری شده ایرانی یا انواع پلاگین ها برای افزایش سرعت و امنیت سایت هم استفاده کنی که نور الی نور میشه و بعد ۱۰ دقیقه سایتت میاد بالا!! تجربه چندین ساله من ثابت کرده که خیلی از این افزونه های وردپرسی سرعت رو بالا نمیبرن هیچی تازه داغون میکنن سایتو! اما توی سیستم مدیریت محتوای بدون سر ( که طراحی وب سایت اختصاصی محسوب میشه) چون فقط روی ضروریات تمرکز شده و سرویس های خیلی کمتری اجرا میشه سرعت بسیار بالاتری داره
ساختار Headless CMS چطوریه؟
یه Headless CMS از سه بخش اصلی تشکیل میشه:
- Content Repository (مخزن محتوا) : جایی که محتوا و متادیتا ذخیره میشه (متن، تصویر، ویدیو و …).
- Admin Interface (پنل مدیریت): جایی برای ایجاد، ویرایش و مدیریت محتوا (مثل Dashboard).
- API Layer (لایهی API) : رابطی برای دریافت محتوا در سمت کلاینت از طریق JSON، RESTful API یا GraphQL. این لایه مسئول احراز هویت، کش (cache)، و کنترل دسترسی به دادههاست.
- Frontend (Presentation Layer): توسعهدهنده با استفاده از فریمورکهایی مانند React, Vue.js, Next.js, Nuxt.js, Angular یا Flutter محتوا را نمایش میدهد. محتوا از API فراخوانی شده و در قالب دلخواه رندر میشود.
مزایای Headless CMS رو یه مروری بکنیم!
- معماری فقط بکاند: هیچ سیستم فرانتاند یا قالببندی داخلی نداره.
- تحویل API-first: محتوا از طریق APIهای RESTful یا GraphQL قابل دسترسه.
- پشتیبانی از Omnichannel: محتوا را میتوان در وبسایتها، برنامهها و سایر پلتفرمهای دیجیتال دوباره استفاده کرد.
- عملکرد بهتر: سرعت بارگذاری بالاتر و قابلیت استفاده از فریمورکهای مدرن مثل React، Vue، Next.js
- امنیت بیشتر: چون لایهی مدیریت از سایت جداست، احتمال حملههای مستقیم (مثل XSS یا SQL Injection) کاهش پیدا میکنه.
- مقیاسپذیری: مدیریت آسانتر ترافیک بالا و امکان استفاده از CDN برای توزیع محتوا
- تجربه توسعهدهنده بهتر: استفاده از تکنولوژیهای مدرن – تیمهای Frontend و Backend میتونن مستقل کار کنن
بیا با محبوبترین Headless CMS ها آشنا بشیم!
- Contentful: یکی از پیشگامان بازار – رابط کاربری عالی – قیمتگذاری مبتنی بر استفاده
- Strapi: متنباز و رایگان – قابل نصب بر روی سرور شخصی – انعطافپذیری بالا
- Sanity: ویرایشگر قدرتمند (Portable Text) – سفارشیسازی بسیار بالا – Real-time collaboration
- Contentstack: مناسب سازمانهای بزرگ – قابلیتهای Enterprise
- Prismic: رابط کاربری ساده – مناسب وبسایتهای مارکتینگ – قیمت مناسب
- Ghost: تمرکز بر وبلاگ و نشریات – متنباز – سرعت بالا
- Directus: متنباز کامل – تبدیل هر دیتابیس SQL به API – رایگان برای نصب شخصی
هدلس سی ام اس ها توی چه مواردی شکوفا میشن؟
- وبسایتهای چند زبانه: مدیریت محتوا در زبانهای مختلف – نمایش در وبسایتهای جداگانه
- اپلیکیشنهای موبایل و وب: یک منبع محتوا برای همه پلتفرمها
- وبسایتهای تجارت الکترونیک: مدیریت محصولات و محتوا – یکپارچگی با سیستمهای مختلف
- پورتالهای سازمانی: مدیریت محتوای داخلی – دسترسی از دستگاههای مختلف
حالا وقتشه بریم سراغ مثال های دنیای واقعی
وب سایت های نایکی، لویی ویتون و نتفلیکس
اولیش وب سایت برند Nike که از Contentful برای پیاده سازیش استفاده و فرانتش رو با React + Node.js طراحی کرده. نتیجه کار شده تجربه کاربری بسیار سریع و نمایش محتوا در اپلیکیشن، وب و فروشگاههای فیزیکی بهصورت یکپارچه. وب سایت بعدی Netflix Jobs هست که از سی ام اس Sanity.io استفاده کرده و فرانتش با Next.js هست. هدفش چی بوده؟ ارائهی محتوای پویا و سریع در صفحهی فرصتهای شغلی با امکان فیلتر و جستجوی لحظهای. استفاده از Sanity باعث شده تیم محتوایی نتفلیکس بتونن بدون نیاز به توسعهدهنده محتوا را تغییر دهد. سایت بعدیمون لویی ویتون (Louis Vuitton) هست که باز از Contentful برای مدیریت محتواش استفاده کرده و فرانتش با Vue.js توسعه داده شده. چرا Headless؟ چون این برند در چندین کشور فعالیت دارد و باید محتوای چندزبانه و چندمنطقهای را از طریق یک هسته مرکزی مدیریت کند.
وب سایت تسلا موتورز
سایت بعدی که واقعا هم انتظار میرفت بین مثال هامون باشه تسلا (Tesla) هست که از Strapi و React در فرانت در بخشهایی از پروژه استفاده کرده و هدفش ارائهی تجربهی سریع و یکپارچه برای نمایش مدلهای خودرو، بروزرسانیها و اطلاعات محصولاتش بوده. مهمترین مزیت Strapi متنباز بودنش هست و برای نیازهای خاص تسلا سفارشیسازی شده.
وب سایت نیویورک تایمز
وب سایت بعدی The New York Times هست که از CMS های موجود استفاده نکرده و با GraphQL API سیستم مدیریت محتوای خودش رو پیاده سازی کرده و فرانتش با React + Node.js توسعه داده شده. هدفش هم انتشار محتوا بهصورت Real-time برای وب، اپلیکیشن موبایل و سرویسهای اختصاصی بوده که باعث ایجاد یک سیستم متمرکز برای انتشار سریع خبر در چندین پلتفرم میشه.
وب سایت برگر کینگز و آدیداس
Burger King هم از سایت هایی هست که از سی ام اس Contentful و برای ویو از React استفاده کرده. دلیلشم هم میشه گفت بخاطر نمایش منوی پویا و محلیسازی محتوا برای هر کشور بوده. ویژگی API Headless به اونا اجازه میده برای هر کشور منوی متفاوتی نمایش دهند بدون ساخت چند سایت جدا. وب سایت Adidas از سیستم مدیریت محتوای Contentstack استفاده کرده و فرانتش رو با فریم ورک Angular توسعه داده. چرا؟ برای مدیریت محتوای کمپینهای بازاریابی و محصولات در کانالهای مختلف (وب، موبایل، اپ). نتیجه کارشون کاهش 60٪ در زمان انتشار کمپینها بوده.
موردعلاقه همه: وب سایت و اپ اسپاتیفای
شرکت Spotify برای بخش محتوا و بلاگها و موزیک ها از Contentful استفاده کرده و واسه همینه که با بالاترین سرعت و بدون لود سنگین ( حتی اگه نت ضعیف باشه ) میتونه به راحتی آهنگ ها رو روی هر دیوایسی پلی کنه. محتوا در Contentful مدیریت و در چندین دامنه و اپلیکیشن استفاده میشه.
سیستم مدیریت محتوای بدون سر برای توسعهدهندگان
همونطور که قبلا هم گفتیم ممکنه Headless CMS برای کاربران نهایی که دانش برنامه نویسی ندارن یه عیب محسوب بشه ( چون دیگه مثل وردپرس نمیتونن خودشون طراحی کنن) اما توسعهدهنده ها عاشق سیستم مدیریت محتوای بدون سر هستند چون به اونا اجازه میده:
- از چارچوبهای مدرن frontend (React، Vue، Angular) استفاده کنند.
- با خطوط لوله CI/CD ادغام شوند.
- روی پلتفرمهایی مانند Vercel، Netlify یا AWS مستقر شوند.
- تحویل محتوا را با GraphQL یا REST APIها سفارشی کنند.
بهعلاوه، خیلی از پلتفرمهای سیستم مدیریت محتوای بدون سر، SDKها، ابزارهای CLI و پشتیبانی از وبهوک را برای اتوماسیون ارائه میدن. اینطوری البته میشه گفت دردسر طراحی از دوش کسب و کارها برداشته شده و کار اصولی انجام میشه.
آینده Headless CMS
الان که داریم به ویژگی های این سیستم ها میپردازیم هنوز خیلی جا نیوفتادن و قدرت واقعیشون رو رو نکردن. اما در آینده به ویژه با گسترش کاربرد هوش مصنوعی در دیجیتال مارکتینگ قطعا به سرعت در سازمان ها رشد میکنن و جای CMSهای سنتی رو میگیرن. Headless CMS برای پروژههایی مناسبه که:
- نیاز به نمایش محتوا در پلتفرمهای مختلف دارند
- میخواهند از تکنولوژیهای مدرن استفاده کنند
- تیم توسعه قوی دارند
- انعطافپذیری و عملکرد بالا برایشان اولویت است

